نظر علي الطالقاني
573
كاشف الأسرار ( فارسى )
هر كه در اين بزم مقرّبتر است * جام بلا بيشترش مىدهند و از آنچه گفتيم هم هويدا شد كه اهل دنيا چنانچه دشمن اهل حقند دشمن همديگر نيز هستند و مانند كلاب دنيا را از همديگر مىربايند الدّنيا جيفة و اهلها كلاب . 95 و لكن فرق اين است كه اهل حق به دشمنى دنيا و اهل دنيا ، در سعادت كامل مىشوند و اهل دنيا به دشمنى اهل حق ، در شقاوت كامل مىشوند پس هر يك از اين دو طائفه بوتهء امتحان و تكميل طائفه ديگرند چنانچه حضرت امير ( ع ) به معاويه مىفرمود كه حق تعالى مرا به تو مبتلا كرده و تو را به من و شرح اين فقره در جاى ديگر گذشت . اجمالش آن كه من به تكذيب و شقاوت تو صبر و تحمّل مىكنم و اين باعث تكميل و سعادت من است و توبه همين تكذيب و مخالفت ، در شقاوت كامل مىشوى . و از اينجا ظاهر شد كه وجود دنيا و وجود اشرار از براى نيكان صرف خير است و وجود نيكان از براى اشرار صرف شرّ است . موعظة شافية [ مناط خير و شرّ ، دل آدمى است ] بدان كه نيست چيزى كه خالى از خير و شرّ باشد و در او خيرى يا شرّى نباشد و لكن عمده اين است كه معلوم تو نمائيم كه مناط خير و شرّ چيست و سرّ اين مطلب مهمّ چيست و ما بعون اللّه در كتاب طراز المصائب بديهى نمودهايم و در اينجا نيز به جهت طالبان حق اشاره مىنمائيم . پس بعونه گوئيم كه مناط خير و شرّ دل تو و قلب تو و نيّت تو است ، پس خير و شرّ بسته به تو است و به واسطهء تو است . سالها دل طلب جام جم از ما مىكرد * آنچه خود داشت ز بيگانه تمنّا مىكرد بيانش اين است كه چون تو خدا و اولياء خدا را دوست خود گرفتى و محبوب ايشان را محبوب ، و مبغوض ايشان را مبغوض دانستى ، بالبديهه خدا و اولياء خدا همه دوست تو و حامى و ناصر و خير خواه تو باشند و همه از براى تو خير محضند و همچنين كتب خدا و شرايع و قرآن و مواعظ و زيارات و ادعيه و تربت و غير ذلك همه از براى تو خير محضند . اين سهل است بلكه دنيا و ما فيها و اشرار و اشقياء و جهنّم و آيات عذاب و بلاها همه از براى تو خير محضند چنانچه دانستى كه اينها منشأ تكميل تو مىباشند چنانچه حق تعالى به خاتم ( ص ) فرمود كه حضرت امير ( ع ) نمىرسد به درجهء تو مگر به